پشت هر کلیک در آن یار، سالها تلاش پنهان شده است | اپلیکیشن رایگان آنیار که با هزاران ساعت کار تخصصی شکل گرفت
امروز دانلود اپلیکیشن آن یار کمتر از چند دقیقه زمان میبرد.
کاربر وارد صفحه دانلود میشود، برنامه را نصب میکند و تنها با چند لمس ساده به بخشی از امکانات آن دسترسی پیدا میکند. شاید از نگاه یک کاربر، همه چیز به همین سادگی باشد. یک اپلیکیشن سلامت محور، مجموعهای از آموزشها، هوش مصنوعی آن یار، فوروم آن گپ، مسیرهای تخصصی مانند آن یار سرطان، آن یار گوارش و آن یار اعصاب؛ مجموعهای از قابلیتهایی که اکنون در دسترس قرار گرفتهاند.
اما واقعیت این است که آنچه امروز در قالب یک اپلیکیشن در اختیار کاربران قرار گرفته، نتیجه مسیری بسیار طولانیتر از چیزی است که در ظاهر دیده میشود.
بسیاری از کاربران زمانی که از یک پلتفرم استفاده میکنند، فقط بخش نهایی کار را میبینند. آنها یک ویدیوی آموزشی را مشاهده میکنند، مقالهای را مطالعه میکنند، تجربه بیماری را در آن گپ میخوانند یا از هوش مصنوعی سلامت استفاده میکنند. اما معمولاً هیچکس حجم کار، هزینه، زمان و چالشهایی را که برای ساخت همین بخشهای به ظاهر ساده پشت سر گذاشته شده نمیبیند.
ساخت یک فروشگاه اینترنتی، یک وبسایت خبری یا حتی یک شبکه اجتماعی چالشهای خاص خود را دارد، اما زمانی که صحبت از سلامت و درمان به میان میآید، شرایط متفاوت میشود. اینجا دیگر صرفاً درباره تولید محتوا یا توسعه نرمافزار صحبت نمیکنیم. اینجا درباره اطلاعاتی صحبت میکنیم که ممکن است در مهمترین تصمیمهای زندگی یک بیمار نقش داشته باشند. درباره آموزشهایی صحبت میکنیم که باید دقیق، علمی و قابل اعتماد باشند. درباره تجربیاتی صحبت میکنیم که ثبت و جمعآوری آنها گاهی ماهها زمان میبرد.
آن یار حاصل یک پروژه کوتاهمدت نبوده است. این اکوسیستم نتیجه سالها توسعه، تحقیق، تولید محتوا، ساخت زیرساخت، گفتگو با بیماران، همکاری با متخصصان و عبور از چالشهایی است که بسیاری از آنها هرگز در ظاهر دیده نمیشوند.
شاید به همین دلیل باشد که ارزش واقعی یک پلتفرم سلامت را نمیتوان تنها از روی ظاهر آن قضاوت کرد. بخش بزرگی از ارزش چنین پروژههایی دقیقاً در قسمتهایی قرار دارد که کاربران هرگز آنها را نمیبینند.
در این مقاله میخواهیم بخشی از همین مسیر را روایت کنیم؛ مسیری که از یک ایده آغاز شد و به ساخت یکی از بزرگترین پروژههای سلامت دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی در ایران رسید.
وقتی ایده آن یار شکل گرفت، هیچکس نمیدانست مسیر چقدر دشوار خواهد بود
امروز که کاربران از اپلیکیشن آن یار استفاده میکنند، شاید تصور کنند همه چیز از ابتدا به همین شکل مشخص و شفاف بوده است. اما حقیقت این است که در روزهای ابتدایی، حتی تعریف دقیق پروژه نیز بارها تغییر کرد.
در ابتدا قرار نبود فقط یک اپلیکیشن ساخته شود.
قرار نبود صرفاً یک سایت پزشکی دیگر ایجاد شود.
قرار نبود تنها مجموعهای از مقالات سلامت در اختیار کاربران قرار بگیرد.
حتی قرار نبود صرفاً یک هوش مصنوعی پزشکی یا یک فوروم گفتگو توسعه پیدا کند.
هرچه تیم توسعه بیشتر با بیماران، پزشکان و چالشهای واقعی سلامت در ایران مواجه میشد، تصویر بزرگتری شکل میگرفت.
مشکل اصلی بسیاری از بیماران کمبود اطلاعات نبود.
اطلاعات وجود داشتند.
مقاله وجود داشت.
ویدیو وجود داشت.
شبکههای اجتماعی وجود داشتند.
اما اطلاعات پراکنده بودند.
تجربیات بیماران پراکنده بودند.
پزشکان و بیماران در فضای واحدی حضور نداشتند.
هیچ بستری وجود نداشت که بتواند آموزش، تجربه، هوش مصنوعی، مسیر درمان، فالوآپ و تصمیمگیری را در کنار هم قرار دهد.
همین موضوع باعث شد پروژه آن یار به مرور از یک اپلیکیشن ساده فاصله بگیرد و به سمت ساخت یک اکوسیستم سلامت دیجیتال حرکت کند.
اما هرچه چشمانداز پروژه بزرگتر میشد، حجم چالشها نیز افزایش پیدا میکرد.
برای ساخت چنین اکوسیستمی دیگر تنها به برنامهنویس نیاز نبود. حضور پزشکان، نویسندگان علمی، پژوهشگران، خبرنگاران سلامت، تیمهای تولید محتوا، فیلمبرداران، تدوینگران، متخصصان زیرساخت، کارشناسان هوش مصنوعی و دهها نیروی متخصص دیگر ضروری بود.
از همان ابتدا مشخص شد که بخش سخت ماجرا توسعه نرمافزار نیست.
بخش سخت، جمعآوری دانش، مستندسازی تجربهها و تبدیل آنها به محتوایی بود که بتواند واقعاً به بیماران کمک کند.
و این تازه آغاز مسیر بود.
در ادامه متوجه شدیم که ساختن چنین اکوسیستمی در شرایط واقعی ایران، چالشهای بسیار پیچیدهتری را نیز پیش روی ما قرار خواهد داد؛ چالشهایی که بسیاری از آنها حتی در برنامهریزیهای اولیه نیز قابل پیشبینی نبودند.

بزرگترین چالش ما تکنولوژی نبود؛ جمعآوری دانش بود
بسیاری از افراد زمانی که نام یک اپلیکیشن مبتنی بر هوش مصنوعی را میشنوند، تصور میکنند دشوارترین بخش پروژه توسعه نرمافزار، طراحی الگوریتمها یا ساخت زیرساختهای فنی است.
بدون شک این بخشها اهمیت زیادی دارند، اما در پروژهای مانند آن یار، بزرگترین چالش از جای دیگری آغاز شد.
چالش اصلی این بود که چه چیزی قرار است در اختیار کاربران قرار بگیرد؟
هوش مصنوعی بدون داده ارزش چندانی ندارد.
آموزش بدون محتوای معتبر تأثیر چندانی ندارد.
فوروم بدون تجربههای واقعی بیماران نمیتواند به افراد کمک کند.
به همین دلیل یکی از بزرگترین بخشهای پروژه آن یار، جمعآوری، تولید، بررسی و سازماندهی دانش سلامت بود؛ فرآیندی که بسیار طولانیتر، پرهزینهتر و پیچیدهتر از چیزی بود که در ابتدای مسیر تصور میکردیم.
برای مثال، اگر کاربری امروز وارد آن یار سرطان میشود و به مجموعهای از آموزشها، تجربیات و محتواهای تخصصی دسترسی دارد، آنچه مشاهده میکند تنها خروجی نهایی کار است. پشت هر مقاله، ساعتها تحقیق و بازبینی علمی قرار گرفته است. پشت هر آموزش ویدیویی، جلسات متعدد برنامهریزی، تدوین، اصلاح و کنترل کیفیت وجود دارد. پشت هر مسیر تخصصی، ماهها زمان صرف شده تا اطلاعات پراکنده به شکلی قابل فهم و کاربردی سازماندهی شوند.
ما به سرعت متوجه شدیم که بزرگترین نیاز بیماران، دسترسی به اطلاعات بیشتر نیست؛ بلکه دسترسی به اطلاعات درست، منظم و قابل اعتماد است.
برای رسیدن به چنین هدفی، تولید محتوا نمیتوانست صرفاً به ترجمه چند مقاله یا بازنشر مطالب موجود محدود شود. هر موضوع باید بررسی میشد، منابع آن ارزیابی میشدند، ساختار آموزشی آن طراحی میشد و سپس در قالبی ارائه میشد که برای بیماران قابل استفاده باشد.
نتیجه این رویکرد، شکلگیری مجموعهای از محتواها، آموزشها و منابعی بود که تولید آنها سالها زمان، هزینه و نیروی انسانی متخصص را به خود اختصاص داد.
امروز شاید کاربر تنها چند دقیقه برای تماشای یک ویدیو یا مطالعه یک مقاله زمان صرف کند، اما آن چند دقیقه، حاصل ماهها یا حتی سالها کار پشت صحنه است.
پشت هر ویدیوی چند دقیقهای، هفتهها و گاهی ماهها کار پنهان شده است
در فضای دیجیتال، کاربران معمولاً خروجی نهایی را میبینند.
یک ویدیوی آموزشی ده دقیقهای.
یک مصاحبه کوتاه.
یک تجربه ثبتشده از یک بیمار.
یک محتوای آموزشی درباره سرطان، بیماریهای گوارشی یا اختلالات نورولوژیک.
اما کمتر کسی به این موضوع فکر میکند که تولید همین محتواها چه مسیری را طی کردهاند.
برای مثال، بسیاری از آموزشهای موجود در آن یار نتیجه فرآیندی طولانی بودهاند که از انتخاب موضوع آغاز شده و تا پژوهش، نگارش، بازبینی علمی، تولید محتوا، فیلمبرداری، تدوین، اصلاح و انتشار ادامه پیدا کرده است.
در برخی موارد، تنها هماهنگی برای ضبط یک محتوای تخصصی هفتهها زمان برده است. در موارد دیگر، نسخه اولیه محتوا چندین بار بازنویسی شده تا اطمینان حاصل شود که مطالب هم از نظر علمی دقیق هستند و هم برای مخاطب قابل فهم باقی میمانند.
اما شاید پیچیدهترین بخش ماجرا، تولید محتوایی بود که به تجربه واقعی بیماران مرتبط میشد.
برخلاف بسیاری از محتواهای اینترنتی که صرفاً بر پایه اطلاعات عمومی نوشته میشوند، بخشی از ارزش آن یار از روایتها و تجربههای واقعی افراد شکل گرفته است. ثبت این تجربهها به زمان، اعتمادسازی و ارتباط مستقیم با بیماران نیاز داشت.
در بسیاری از مواقع، تیمهای تولید محتوا و گزارشگران پروژه برای گفتگو با بیماران یا تهیه محتوای واقعی با محدودیتهای متعددی مواجه میشدند. برخی مراکز اجازه تصویربرداری یا مصاحبه نمیدادند. برخی بیماران تمایل نداشتند درباره تجربه خود صحبت کنند و در بسیاری از موارد نیز رعایت اصول محرمانگی و حفظ حریم خصوصی، فرایند تولید محتوا را پیچیدهتر میکرد.
با این حال، باور ما این بود که تجربه واقعی بیماران یکی از ارزشمندترین بخشهای هر اکوسیستم سلامت است.
زیرا بسیاری از پرسشهایی که در ذهن بیماران شکل میگیرد، پاسخ خود را نه در کتابهای پزشکی و نه در نتایج جستجوی گوگل، بلکه در تجربه افرادی پیدا میکند که پیش از آنها همین مسیر را طی کردهاند.
به همین دلیل بخش قابل توجهی از زمان و منابع پروژه صرف تولید محتواهایی شد که امروز شاید تنها در چند دقیقه دیده شوند، اما در پشت صحنه آنها ساعتها کار، تحقیق، هماهنگی و تلاش نهفته است.
و این تنها یکی از چالشهای مسیر بود؛ زیرا در کنار تولید محتوا، باید زیرساختی نیز ساخته میشد که بتواند همه این اطلاعات، آموزشها، ویدیوها و خدمات را به شکلی پایدار در اختیار کاربران قرار دهد؛ آن هم در شرایطی که زیرساختهای دیجیتال در ایران همیشه قابل پیشبینی نبودهاند.

وقتی اینترنت قطع میشد، توسعه متوقف نمیشد
بسیاری از کاربران زمانی که وارد یک اپلیکیشن میشوند، تنها نتیجه نهایی را میبینند. صفحهها باز میشوند، ویدیوها پخش میشوند، محتواها نمایش داده میشوند و همه چیز در ظاهر عادی به نظر میرسد.
اما برای تیمی که در حال ساخت یک اکوسیستم سلامت دیجیتال است، هر اختلال زیرساختی میتواند دهها یا حتی صدها ساعت کار را تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهایی که آن یار توسعه پیدا میکرد، اینترنت ایران بارها با محدودیتها، اختلالها و قطعیهای مختلف مواجه شد. بسیاری از سرویسهایی که تیمهای فنی، تولید محتوا، هوش مصنوعی و زیرساخت به آنها وابسته بودند، در مقاطع مختلف با مشکل روبهرو شدند. ارتباط با برخی سرویسها دشوار شد، فرآیندهای توسعه کندتر شدند و بسیاری از برنامهریزیهایی که بر اساس شرایط عادی طراحی شده بودند، نیاز به بازنگری پیدا کردند.
اما چالش تنها به توسعه نرمافزار محدود نبود.
زمانی که قرار است دهها نفر در بخشهای مختلف روی یک پروژه کار کنند، ارتباطات پایدار اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند. تولیدکنندگان محتوا، برنامهنویسان، تیم هوش مصنوعی، متخصصان پزشکی، تدوینگران و بسیاری از افراد دیگر باید به صورت مستمر با یکدیگر در ارتباط باشند. هر اختلال زیرساختی میتواند زنجیرهای از تأخیرها ایجاد کند که تأثیر آن در کل پروژه دیده شود.
در برخی مقاطع، سادهترین فعالیتهایی که در شرایط عادی چند دقیقه زمان نیاز داشتند، به فرایندهایی زمانبر و پیچیده تبدیل میشدند. انتقال فایلهای حجیم، هماهنگی میان تیمها، دسترسی به برخی ابزارها و حتی انجام بخشی از فعالیتهای روزمره توسعه با دشواری بیشتری همراه بود.
با این حال، پروژه متوقف نشد.
شاید یکی از مهمترین ویژگیهای پروژههایی که در محیطهای پیچیده شکل میگیرند، همین باشد؛ اینکه تیم یاد میگیرد خود را با شرایط وفق دهد و به جای انتظار برای شرایط ایدهآل، مسیر خود را ادامه دهد.
آن یار نیز در همین فضا رشد کرد.
نه در شرایط ایدهآل.
نه در شرایطی که همه چیز طبق برنامه پیش برود.
بلکه در شرایطی که بسیاری از تصمیمها باید متناسب با واقعیتهای روز گرفته میشدند.
وقتی سرورها فقط یک هزینه نبودند؛ یک مسئولیت بودند
برای بسیاری از کاربران، سرور مفهومی است که دیده نمیشود.
کاربر روی یک دکمه کلیک میکند، صفحه باز میشود و تصور میکند همه چیز به سادگی در حال انجام است.
اما زمانی که صحبت از یک اکوسیستم سلامت دیجیتال به میان میآید، موضوع تنها به ذخیره چند فایل یا اجرای یک وبسایت محدود نمیشود.
در آن یار، سرورها تنها میزبان یک اپلیکیشن نیستند. آنها مسئول نگهداری حجم بزرگی از محتواهای آموزشی، ویدیوها، اطلاعات کاربران، مسیرهای تخصصی، خدمات هوش مصنوعی و دهها بخش دیگر هستند که باید به شکلی پایدار در دسترس باقی بمانند.
هر ویدیوی آموزشی که کاربری مشاهده میکند، هر مقالهای که مطالعه میشود، هر جستجویی که در اپلیکیشن انجام میشود و هر تعاملی که در بخشهایی مانند آن گپ شکل میگیرد، به زیرساختی نیاز دارد که بتواند این حجم از فعالیت را مدیریت کند.
اما ساخت و نگهداری چنین زیرساختی تنها یک مسئله فنی نیست.
این موضوع به سرمایهگذاری مستمر، توسعه مداوم، پایش دائمی و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد.
در پروژههای سلامت، اهمیت این موضوع حتی بیشتر میشود؛ زیرا کاربران تنها برای سرگرمی یا گذران وقت وارد چنین پلتفرمهایی نمیشوند. بسیاری از آنها در حال جستجوی پاسخ برای مهمترین دغدغههای زندگی خود هستند. برخی به دنبال درک بهتر بیماری هستند، برخی در حال تصمیمگیری درباره درمان خود هستند و برخی دیگر تلاش میکنند مسیر سلامت خود را مدیریت کنند.
به همین دلیل پایداری زیرساخت، صرفاً یک موضوع فنی نیست؛ بخشی از مسئولیت پروژه در برابر کاربران است.
در طول توسعه آن یار، بخش قابل توجهی از زمان، انرژی و منابع صرف ساخت و نگهداری زیرساختی شد که بتواند رشد آینده پروژه را نیز پشتیبانی کند. زیرا از همان ابتدا مشخص بود که هدف تنها ساخت یک اپلیکیشن کوچک نیست؛ هدف ایجاد اکوسیستمی بود که بتواند هزاران کاربر را در حوزههای مختلف سلامت، آموزش، تجربه بیماران و هوش مصنوعی در کنار یکدیگر قرار دهد.
و این مسئولیت، چیزی نبود که بتوان آن را به آینده موکول کرد.

چالش جذب و حفظ نیروهای متخصص؛ پروژهای که با یک تیم ساخته نمیشود
وقتی کاربران از اپلیکیشن آن یار استفاده میکنند، معمولاً نتیجه نهایی را میبینند؛ اما پشت این نتیجه، مجموعهای از تخصصهای مختلف قرار دارد که هر کدام نقش مهمی در شکلگیری این اکوسیستم داشتهاند.
بسیاری از پروژههای دیجیتال را میتوان با یک تیم کوچک آغاز کرد. اما زمانی که هدف، ساخت یک اکوسیستم سلامت مبتنی بر آموزش، تجربه بیماران، هوش مصنوعی، محتوا و خدمات تخصصی باشد، شرایط کاملاً متفاوت میشود.
در چنین پروژهای تنها به برنامهنویس نیاز نیست.
پزشکان و متخصصان سلامت باید حضور داشته باشند.
تیمهای تولید محتوا باید بتوانند مفاهیم پیچیده پزشکی را به زبان قابل فهم تبدیل کنند.
پژوهشگران باید اعتبار علمی مطالب را بررسی کنند.
گرافیستها و تدوینگران باید محتوا را به شکل مناسب ارائه کنند.
متخصصان سئو باید اطمینان حاصل کنند که آموزشها به دست مخاطبان میرسند.
توسعهدهندگان زیرساخت باید پایداری سیستم را حفظ کنند.
متخصصان هوش مصنوعی باید روی مدلها و فرایندهای هوشمند کار کنند.
و در کنار همه اینها، مدیران پروژه باید میان دهها بخش مختلف هماهنگی ایجاد کنند.
اما ساختن چنین تیمی در هر نقطهای از جهان آسان نیست؛ چه برسد به محیطی که تغییرات اقتصادی، مهاجرت نیروهای متخصص، افزایش هزینهها و نوسانات مختلف، جذب و حفظ نیروی انسانی را به یکی از بزرگترین چالشهای هر کسبوکار فناوری تبدیل کرده است.
واقعیت این است که بسیاری از بخشهایی که امروز کاربران در آن یار مشاهده میکنند، حاصل همکاری افراد مختلفی هستند که در دورههای زمانی متفاوت به پروژه پیوستهاند، روی بخشهای مختلف کار کردهاند و در توسعه این اکوسیستم نقش داشتهاند.
شاید یکی از بزرگترین داراییهای آن یار، نه سرورها و نه حتی فناوری باشد؛ بلکه مجموعه افرادی باشد که دانش، تجربه و زمان خود را صرف ساختن آن کردهاند.
زیرا در نهایت، هیچ هوش مصنوعی و هیچ زیرساختی نمیتواند جای خلاقیت، تجربه و تلاش انسانهایی را بگیرد که هر روز برای بهتر شدن یک پروژه تلاش میکنند.
چرا ساختن یک اپلیکیشن سلامت با ساختن یک فروشگاه اینترنتی فرق دارد؟
بسیاری از مردم زمانی که درباره استارتاپها و پروژههای فناوری صحبت میکنند، همه آنها را در یک دسته قرار میدهند.
اما واقعیت این است که حوزه سلامت تفاوتهای بنیادینی با بسیاری از صنایع دیگر دارد.
اگر در یک فروشگاه اینترنتی، توضیحات یک محصول کامل نباشد، احتمالاً کاربر تنها خرید خود را به تعویق میاندازد.
اگر در یک شبکه اجتماعی، محتوایی منتشر نشود، شاید تنها میزان تعامل کاهش پیدا کند.
اما در حوزه سلامت، شرایط متفاوت است.
اینجا موضوع فقط یک محتوا یا یک قابلیت نرمافزاری نیست.
کاربران به دنبال پاسخ برای نگرانیهای واقعی هستند.
آنها درباره بیماری، درمان، دارو، کیفیت زندگی، فالوآپ و تصمیمهایی جستجو میکنند که میتوانند بر آینده آنها تأثیر بگذارند.
به همین دلیل استانداردهای موردنیاز برای توسعه یک اکوسیستم سلامت، به مراتب سختگیرانهتر هستند.
هر محتوا باید از نظر علمی بررسی شود.
هر آموزش باید قابل اعتماد باشد.
هر تجربه بیمار باید با دقت مدیریت شود.
هر قابلیت جدید باید از جنبههای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد.
حتی طراحی مسیرهای آموزشی نیز نمیتواند صرفاً بر اساس سلیقه یا حدس انجام شود؛ زیرا کاربران برای یادگیری و تصمیمگیری به این محتواها تکیه میکنند.
این موضوع باعث میشود سرعت توسعه در بسیاری از مواقع قربانی دقت شود.
بارها پیش آمده که انتشار یک محتوا یا اضافه شدن یک قابلیت جدید به تعویق افتاده است؛ نه به این دلیل که امکان فنی آن وجود نداشته، بلکه به این دلیل که تیم پروژه ترجیح داده ابتدا از کیفیت و صحت آن اطمینان حاصل کند.
شاید از بیرون، ساخت یک اپلیکیشن سلامت شبیه بسیاری از پروژههای دیجیتال دیگر به نظر برسد.
اما از درون، تفاوت بزرگی وجود دارد.
در این حوزه، هدف تنها ساختن یک محصول نیست.
هدف ساختن چیزی است که کاربران بتوانند در مهمترین لحظات زندگی خود به آن اعتماد کنند.
و اعتماد، یکی از سختترین چیزهایی است که میتوان آن را ساخت.
میلیاردها تومان محتوا؛ داراییای که دیده نمیشود
اگر از بیشتر کاربران بپرسید ارزشمندترین بخش یک اپلیکیشن چیست، معمولاً به قابلیتها، ظاهر برنامه، سرعت عملکرد یا امکانات هوش مصنوعی اشاره میکنند. این پاسخ کاملاً طبیعی است؛ زیرا کاربران همان چیزی را میبینند که روی صفحه نمایش داده میشود. اما در بسیاری از پروژههای بزرگ، ارزشمندترین داراییها دقیقاً همان بخشهایی هستند که کمتر دیده میشوند. در آن یار نیز یکی از بزرگترین سرمایهگذاریها نه روی ظاهر اپلیکیشن، بلکه روی چیزی انجام شده که کاربران هر روز از آن استفاده میکنند؛ محتوا، آموزش و دانش. در نگاه اول، یک مقاله تنها چند دقیقه زمان برای مطالعه نیاز دارد. یک ویدیوی آموزشی شاید در کمتر از ده دقیقه مشاهده شود. یک مسیر آموزشی ممکن است تنها چند کلیک با کاربر فاصله داشته باشد. اما آنچه دیده نمیشود، حجم عظیم زمانی است که برای تولید همین محتواها صرف شده است. پشت هر مقاله، ساعتها تحقیق، نگارش، بازنویسی، بررسی منابع و بازبینی علمی قرار دارد. پشت هر ویدیوی آموزشی، برنامهریزی، تولید، فیلمبرداری، تدوین، اصلاح و کنترل کیفیت وجود دارد. پشت هر مسیر تخصصی مانند آن یار سرطان، آن یار گوارش، آن یار اعصاب یا آن یار بیماری اعصاب، ماهها و گاهی سالها زمان صرف شده تا اطلاعات پراکنده به شکلی ساختاریافته و قابل استفاده در اختیار کاربران قرار گیرد. اما شاید مهمترین بخش ماجرا این باشد که چنین محتواهایی یک بار تولید نمیشوند و برای همیشه ثابت باقی نمیمانند. علم پزشکی دائماً در حال تغییر است. روشهای درمانی بهروزرسانی میشوند. داروهای جدید معرفی میشوند. توصیههای بالینی اصلاح میشوند. و همین موضوع باعث میشود محتوای سلامت نیز نیازمند بازبینی و بهروزرسانی مستمر باشد. در واقع بخش بزرگی از کاری که در یک پروژه سلامت انجام میشود، حتی پس از انتشار محتوا نیز ادامه پیدا میکند.
به همین دلیل اگر امروز هزاران کاربر بتوانند از آموزشها، مقالات، ویدیوها و مسیرهای تخصصی موجود در آن یار استفاده کنند، این اتفاق نتیجه سرمایهگذاری بزرگی است که طی سالها روی دانش، آموزش و تولید محتوای تخصصی انجام شده است. سرورها قابل خریداری هستند. نرمافزارها قابل توسعه هستند. اما ساختن یک کتابخانه عظیم از محتوای تخصصی سلامت، چیزی نیست که بتوان آن را در چند هفته یا چند ماه ایجاد کرد. این بخش، یکی از ارزشمندترین داراییهای آن یار است؛ داراییای که شاید کمتر دیده شود، اما تقریباً در تمام بخشهای این اکوسیستم حضور دارد.
آن یار هنوز کامل نشده است
شاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از مهمترین واقعیتهای این پروژه این است که آن یار هنوز کامل نشده است. بسیاری از محصولات دیجیتال تلاش میکنند تصویری ارائه دهند که گویی به نقطه نهایی رسیدهاند و همه چیز دقیقاً همانطور است که باید باشد. اما واقعیت پروژههای بزرگ فناوری معمولاً متفاوت است. پروژههایی که واقعاً زنده هستند، هیچگاه متوقف نمیشوند. همیشه قابلیت جدیدی در حال توسعه است. همیشه محتوای جدیدی در حال تولید است. همیشه بخشی از سیستم در حال بهبود است. همیشه بازخوردهای کاربران در حال بررسی هستند. آن یار نیز از این قاعده مستثنی نیست. بسیاری از امکاناتی که امروز در اختیار کاربران قرار گرفتهاند، نتیجه سالها توسعه و تلاش هستند؛ اما در عین حال، تنها بخشی از مسیری محسوب میشوند که همچنان ادامه دارد. هنوز موضوعات آموزشی جدیدی باید پوشش داده شوند. هنوز مسیرهای تخصصی بیشتری میتوانند توسعه پیدا کنند. هنوز قابلیتهای بیشتری برای فالوآپ، مدیریت سلامت، هوش مصنوعی و تجربه کاربران قابل طراحی هستند. هنوز تجربیات ارزشمند بسیاری از بیماران وجود دارد که میتواند به اشتراک گذاشته شود. و هنوز فرصتهای فراوانی برای بهتر شدن این اکوسیستم وجود دارد.
شاید مهمترین تفاوت میان یک پروژه زنده و یک پروژه متوقفشده نیز همین باشد. پروژه متوقفشده به نقطه پایان رسیده است. اما پروژه زنده، هر روز در حال یادگیری، اصلاح و رشد است. آن یار نیز دقیقاً با همین نگاه توسعه پیدا کرده است. نه به عنوان محصولی که ادعا کند کاملترین است، بلکه به عنوان اکوسیستمی که تلاش میکند هر روز نسبت به روز قبل مفیدتر، هوشمندتر و ارزشمندتر باشد. زیرا در حوزه سلامت، مقصد نهایی وجود ندارد. همیشه میتوان آموزش بیشتری ارائه داد. همیشه میتوان تجربههای بیشتری جمعآوری کرد. همیشه میتوان تصمیمگیری را برای بیماران و خانوادهها سادهتر کرد. و همین نگاه است که مسیر توسعه آن یار را همچنان ادامه میدهد.
چیزی که کاربران میبینند، فقط بخش کوچکی از ماجراست
وقتی یک کاربر برای اولین بار وارد اپلیکیشن آن یار میشود، با مجموعهای از امکانات، آموزشها، مسیرهای تخصصی، قابلیتهای هوش مصنوعی، تجربههای بیماران و ابزارهای مختلف روبهرو میشود. طبیعی است که در نگاه اول، تمام توجه او روی چیزی متمرکز شود که روی صفحه نمایش داده میشود. اما واقعیت این است که آنچه کاربران مشاهده میکنند، تنها بخش کوچکی از پروژهای است که طی سالها شکل گرفته است. در بسیاری از پروژههای فناوری، ارزش واقعی در کدها، سرورها یا طراحی ظاهری محصول خلاصه میشود؛ اما در یک اکوسیستم سلامت، بخش بزرگی از ارزش در چیزهایی نهفته است که به سادگی قابل مشاهده نیستند. اعتماد، اعتبار علمی، تجربههای جمعآوریشده، آموزشهای تولیدشده، دانش ساختاریافته و هزاران ساعت کاری که برای تبدیل اطلاعات پراکنده به یک مسیر قابل استفاده صرف شده است، داراییهایی هستند که معمولاً در هیچ اسکرینشاتی دیده نمیشوند.
شاید کاربر تنها چند دقیقه برای مطالعه یک مقاله زمان صرف کند، اما پشت همان مقاله ساعتها تحقیق، نگارش، بازبینی علمی و اصلاح وجود دارد. شاید یک ویدیوی آموزشی در کمتر از ده دقیقه دیده شود، اما تولید همان ویدیو گاهی هفتهها زمان برده است. شاید یک مسیر تخصصی مانند آن یار سرطان یا آن یار گوارش در چند ثانیه در دسترس قرار بگیرد، اما طراحی و سازماندهی محتوای آن حاصل ماهها برنامهریزی و توسعه بوده است. به همین دلیل است که بسیاری از مهمترین بخشهای پروژه، دقیقاً همان بخشهایی هستند که کمتر دیده میشوند.
مهمترین چیزی که ساختیم، نرمافزار نبود
وقتی درباره توسعه یک اپلیکیشن صحبت میشود، ذهن بیشتر افراد به سمت برنامهنویسی، سرورها، طراحی رابط کاربری یا هوش مصنوعی میرود. بدون تردید همه این بخشها اهمیت دارند، اما اگر بخواهیم صادقانه به مسیر توسعه آن یار نگاه کنیم، باید بگوییم مهمترین چیزی که ساخته شد، نرمافزار نبود.
مهمترین چیزی که ساخته شد، یک دارایی دانشی عظیم بود.
در ابتدای مسیر، خیلی زود مشخص شد که مشکل اصلی بیماران ایرانی کمبود اطلاعات نیست. اینترنت پر از مقاله، ویدیو و محتوای مختلف بود و هر روز نیز حجم بیشتری از اطلاعات تولید میشد. اما مشکلی که بارها و بارها خود را نشان میداد، پراکندگی اطلاعات بود. بیمار برای شناخت بیماری خود به یک سایت مراجعه میکرد، برای فهمیدن نتایج آزمایش به سایت دیگری میرفت، برای پیدا کردن تجربه سایر بیماران ساعتها در شبکههای اجتماعی جستجو میکرد و برای گرفتن پاسخ برخی سؤالات خاص، مجبور میشد در میان صدها کامنت و انجمن مختلف وقت صرف کند. در نهایت، با وجود این حجم از اطلاعات، بسیاری از افراد همچنان احساس سردرگمی میکردند.
دقیقاً از همین نقطه بود که نگاه پروژه تغییر کرد. به جای اینکه تنها محتوای بیشتری تولید شود، تصمیم گرفته شد دانش موجود سازماندهی شود. هر مقاله باید بخشی از یک مسیر بزرگتر میبود. هر ویدیو باید در جای درست خود قرار میگرفت. هر تجربه بیمار باید به فردی کمک میکرد که امروز در نقطهای مشابه ایستاده است. هر قابلیت جدید باید بتواند به تصمیمگیری بهتر کاربر کمک کند، نه اینکه فقط تعداد امکانات اپلیکیشن را بیشتر کند.
این فرآیند شاید از بیرون ساده به نظر برسد، اما در عمل یکی از پیچیدهترین بخشهای پروژه بود. ساختن یک کتابخانه تخصصی سلامت که بتواند موضوعاتی از سرطان و بیماریهای گوارشی گرفته تا بیماریهای نورولوژیک، سبک زندگی، تغذیه، فالوآپ، داروها، تجربه بیماران و آموزشهای کاربردی را پوشش دهد، کاری نبود که در چند ماه انجام شود. این دارایی به مرور زمان ساخته شد و امروز یکی از ارزشمندترین بخشهای اکوسیستم آن یار محسوب میشود.
اگر روزی تمام قابلیتهای ظاهری یک اپلیکیشن تغییر کنند، باز هم چیزی باقی میماند که به راحتی قابل جایگزین شدن نیست؛ مجموعهای از دانش، تجربه و محتوایی که طی سالها شکل گرفته است. شاید به همین دلیل باشد که وقتی درباره آن یار صحبت میکنیم، در واقع فقط درباره یک اپلیکیشن صحبت نمیکنیم؛ بلکه درباره اکوسیستمی حرف میزنیم که بخش مهمی از ارزش آن در دانشی نهفته است که پشت صحنه آن ساخته شده و هر روز نیز در حال رشد و تکامل است.
وقتی باید اعتماد بیماران را به دست میآوردیم
یکی از چالشهایی که شاید از بیرون کمتر دیده شود، موضوعی است که هیچ سروری نمیتواند آن را بخرد و هیچ بودجهای به تنهایی قادر به ساختنش نیست؛ اعتماد.
در بسیاری از حوزهها، اگر محصول خوبی بسازید، کاربران به مرور آن را امتحان میکنند و در صورت رضایت به استفاده از آن ادامه میدهند. اما در حوزه سلامت، شرایط متفاوت است. اینجا کاربران صرفاً برای سرگرمی یا رفع یک نیاز روزمره وارد یک پلتفرم نمیشوند. آنها معمولاً در حساسترین و آسیبپذیرترین مقاطع زندگی خود به دنبال پاسخ هستند. فردی که به تازگی با تشخیص سرطان مواجه شده، بیماری که ماهها با علائم گوارشی دستوپنجه نرم کرده، یا خانوادهای که درگیر بیماریهای نورولوژیک شدهاند، با دغدغههایی روبهرو هستند که برایشان اهمیت بسیار زیادی دارد.
در چنین فضایی، اعتماد به سادگی شکل نمیگیرد.
زمانی که تصمیم گرفتیم بخشی از محتوای آن یار بر پایه تجربههای واقعی بیماران شکل بگیرد، خیلی زود با واقعیتی روبهرو شدیم که شاید در جلسات اولیه قابل پیشبینی نبود. بسیاری از بیماران حاضر نبودند درباره تجربه خود صحبت کنند. برخی نگران حریم خصوصی خود بودند. برخی نمیخواستند دوباره به خاطرات دشوار دوران درمان بازگردند. بعضی خانوادهها ترجیح میدادند مسائل پزشکی در محیط خصوصی خانواده باقی بماند و برخی مراکز درمانی نیز نسبت به انجام مصاحبهها و ثبت تجربه بیماران حساسیتهای خاص خود را داشتند.
به همین دلیل بخش قابل توجهی از مسیر توسعه آن یار صرف شنیدن شد. پیش از آنکه بتوانیم محتوا تولید کنیم، باید یاد میگرفتیم چگونه گوش بدهیم. پیش از آنکه بتوانیم تجربهها را ثبت کنیم، باید اعتماد افرادی را به دست میآوردیم که حاضر شوند بخشی از داستان زندگی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.
امروز وقتی کاربری در آن گپ با تجربه یک بیمار دیگر مواجه میشود یا دیدگاه فردی را میخواند که مسیر مشابهی را طی کرده است، شاید تنها چند دقیقه برای مطالعه آن زمان صرف کند. اما در بسیاری از موارد، همان چند دقیقه نتیجه ماهها ارتباط، گفتگو، هماهنگی و اعتمادسازی بوده است. این تجربهها صرفاً محتوا نیستند؛ بخشی از سرمایه انسانی و اجتماعی آن یار هستند و دقیقاً به همین دلیل ارزش زیادی دارند.

از ساخت یک اپلیکیشن تا ساخت یک جامعه
بسیاری از پروژههای دیجیتال با یک هدف مشخص ساخته میشوند. یک فروشگاه برای فروش محصول ایجاد میشود، یک شبکه اجتماعی برای ارتباط میان کاربران توسعه پیدا میکند و یک سامانه خدماتی برای انجام یک وظیفه خاص طراحی میشود. اما در مسیر توسعه آن یار، به تدریج مشخص شد که مسئله اصلی فراتر از ساخت یک نرمافزار است.
واقعیت این بود که بسیاری از بیماران تنها به اطلاعات نیاز نداشتند. آنها به همراهی نیاز داشتند. به این نیاز داشتند که بدانند افراد دیگری نیز شرایط مشابهی را تجربه کردهاند. به این نیاز داشتند که بدانند پرسشهایی که در ذهن آنها شکل گرفته، پیش از این در ذهن افراد دیگری نیز وجود داشته است. به این نیاز داشتند که احساس نکنند در مواجهه با بیماری، تنها هستند.
همین موضوع باعث شد به مرور زمان، نگاه پروژه از یک اپلیکیشن صرف به سمت ساخت یک جامعه حرکت کند.
جامعهای که در آن تجربه بیماران، دانش متخصصان، آموزشهای ساختاریافته، هوش مصنوعی سلامت و ابزارهای مدیریت سلامت در کنار یکدیگر قرار بگیرند. جامعهای که در آن فرد مبتلا به بیماریهای التهابی روده بتواند از تجربه افرادی استفاده کند که سالها با این بیماری زندگی کردهاند. جامعهای که در آن بیماری که تحت درمان سرطان قرار دارد، بتواند پاسخ برخی از واقعیترین نگرانیهای خود را از افرادی دریافت کند که همین مسیر را پشت سر گذاشتهاند. جامعهای که در آن کاربران فقط مصرفکننده محتوا نباشند، بلکه بخشی از فرآیند یادگیری و کمک به دیگران نیز باشند.
شاید یکی از مهمترین درسهایی که در طول توسعه آن یار آموختیم همین بود؛ اینکه فناوری به تنهایی کافی نیست. حتی بهترین زیرساختها، پیشرفتهترین الگوریتمها و کاملترین آموزشها نیز زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که بتوانند میان انسانها ارتباط ایجاد کنند.
امروز آن یار را میتوان مجموعهای از فناوری، محتوا و آموزش دانست؛ اما شاید مهمتر از همه اینها، جامعهای باشد که به تدریج در اطراف آن شکل گرفته است. جامعهای که هر تجربه، هر پرسش و هر پاسخی که در آن ثبت میشود، میتواند به فرد دیگری کمک کند مسیر سلامت خود را با آگاهی و اطمینان بیشتری طی کند.
هوش مصنوعی آن یار؛ پروژهای که مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشت
وقتی صحبت از هوش مصنوعی به میان میآید، بسیاری از افراد تنها خروجی نهایی را میبینند. آنها یک سؤال میپرسند و پاسخی دریافت میکنند. اما آنچه پشت این پاسخها قرار دارد، معمولاً بسیار پیچیدهتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
از همان روزهای ابتدایی توسعه آن یار، مشخص بود که اگر قرار است هوش مصنوعی بخشی از این اکوسیستم باشد، نباید صرفاً به یک چتبات عمومی یا یک ابزار پاسخگویی ساده محدود شود. هدف این نبود که کاربر تنها بتواند سؤال بپرسد و جواب بگیرد. هدف این بود که هوش مصنوعی بتواند در کنار آموزشها، مسیرهای تخصصی، تجربیات بیماران، محتوای علمی و ابزارهای سلامت قرار بگیرد و به بخشی از فرآیند تصمیمگیری و یادگیری تبدیل شود.
رسیدن به چنین هدفی به تیمی فراتر از مرزهای یک کشور نیاز داشت. در طول توسعه این بخش، متخصصان و توسعهدهندگانی از کشورهای مختلف در پروژه مشارکت داشتند و بخشی از فعالیتهای مرتبط با هوش مصنوعی با همکاری نیروهای بینالمللی پیش رفت. از جمله متخصصانی از هند و سایر کشورهای جهان که در توسعه زیرساختها، بهینهسازی مدلها و طراحی راهکارهای هوشمند نقش داشتند.
مدیریت چنین پروژهای، آن هم در شرایطی که تیمها در مناطق زمانی مختلف فعالیت میکردند، چالشهای خاص خود را داشت. هماهنگی میان تیمهای فنی، متخصصان سلامت، تولیدکنندگان محتوا و توسعهدهندگان هوش مصنوعی نیازمند برنامهریزی مستمر و همکاری نزدیک بود. اما نتیجه این تلاشها، شکلگیری بستری شد که امروز تنها یک ابزار پاسخگویی نیست؛ بلکه بخشی از اکوسیستم دانشی آن یار محسوب میشود.
هوش مصنوعی آن یار هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد و همانند سایر بخشهای پروژه، به صورت مداوم در حال توسعه و بهبود است. اما آنچه اهمیت دارد این است که این بخش نیز مانند سایر اجزای آن یار، حاصل همکاری انسانهایی است که در نقاط مختلف جهان روی یک هدف مشترک کار کردهاند؛ کمک به ساخت تجربهای بهتر برای کاربران حوزه سلامت.
پایان یک مقاله، اما نه پایان مسیر
اگر بخواهیم آن یار را تنها در چند کلمه توصیف کنیم، شاید سادهترین راه این باشد که آن را یک اپلیکیشن سلامت معرفی کنیم. اما واقعیت این است که داستان آن یار بسیار فراتر از ساخت یک اپلیکیشن بوده است.
آنچه امروز کاربران در اختیار دارند، نتیجه سالها تلاش، توسعه، یادگیری، بازطراحی، تولید محتوا، سرمایهگذاری روی زیرساخت، همکاری با متخصصان، گفتگو با بیماران و عبور از چالشهایی است که بسیاری از آنها هرگز دیده نمیشوند. از تولید هزاران محتوای آموزشی و ثبت تجربیات بیماران گرفته تا توسعه زیرساختهای فنی، عبور از محدودیتهای عملیاتی، حفظ کیفیت علمی محتوا و توسعه فناوریهای هوشمند، همه و همه بخشی از مسیری بودهاند که آن یار را به جایگاه امروز رساندهاند.
اما شاید مهمترین نکته این باشد که این مسیر هنوز به پایان نرسیده است.
سلامت حوزهای نیست که بتوان برای آن نقطه پایان تعریف کرد. هر روز دانش جدیدی تولید میشود، نیازهای تازهای شکل میگیرد، فناوریهای جدید وارد میدان میشوند و کاربران انتظارات بیشتری پیدا میکنند. به همین دلیل آن یار نیز خود را یک پروژه تمامشده نمیداند؛ بلکه اکوسیستمی میداند که هر روز در حال رشد، یادگیری و توسعه است.
شاید کاربران امروز تنها بخشی از این مسیر را ببینند؛ اما پشت هر مقاله، هر ویدیو، هر تجربه ثبتشده، هر قابلیت جدید و هر پاسخ هوشمند، داستانی از تلاش، پشتکار و تعهد وجود دارد. داستانی که همچنان ادامه دارد و هدف آن تنها یک چیز است؛ کمک به اینکه افراد بتوانند در مهمترین تصمیمهای سلامت زندگی خود، آگاهانهتر، مطمئنتر و با آرامش بیشتری مسیرشان را طی کنند.
و شاید ارزش واقعی آن یار دقیقاً همین باشد.